غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دادیم دست چو دیدی به ره خود پستم

تا نیفکندیم از پا نگرفتی دستم

۱

گرچه شده سوده مرا پای به راه طلبت

کردم از تارک سرپای و ز پا ننشستم

۲

یک سر ناخنم از سینه نمانده ست درست

بس که از دست غمت سینه به ناخن خستم

۳

هستیم شد همه در راه تمنای تو نیست

نیستم جز به تمنای تو هر جا هستم

۴

داشت در تفرقه غمهای پراکنده مرا

بر تو عاشق شدم و از همه غمها رستم

۵

هر زمان در صفت حسن تو همچون جامی

برسر لوح سخن نقش دگر می بستم

۶

چون رخ خوب تو دیدم ز همه شرمنده

پاره کردم ورق خویش و قلم بشکستم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـستم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. پستمدستم
  2. طلبتننشستم
  3. درستخستم
  4. نیستهستم
  5. مرارستم
  6. جامیبستم
  7. شرمندهبشکستم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.