غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

نیست جز رخ به کف پای تو سودن هوسم

دارم امید که مبذول بود ملتمسم

۱

من که باشم که کنم هم‌نفسی با چو تویی

اینقدر بس که به یاد تو برآید نفسم

۲

می‌روم گاه به پا گاه به سر در ره عشق

دل ازین وسوسه فارغ که رسم یا نرسم

۳

ماندم از قافله کعبه روان باز ولی

وقت خوش می‌کند از دور صدای جرسم

۴

جز مرا دولت ره‌بوسی این قافله نیست

هیچ غم نیست گر از کعبه روان بازپسم

۵

به طفیل سگ کویت شده‌ام کس ورنی

از کسی دورم از آنجاست که من هیچ کسم

۶

چند پرسی که درین باغچه جامی تو که‌ای

تو گل و سروی و در پای تو من خار و خسم

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـسم۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. هوسمملتمسم
  2. تویینفسم
  3. عشقنرسم
  4. ولیجرسم
  5. نیستبازپسم
  6. ورنیکسم
  7. که‌ایخسم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.