یار ما یار دگر کرد چه تدبیر کنیم
قصه مشکل خود پیش که تقریر کنیم
۱دوست دشمن بود آن سنگدل و دشمن دوست
حد ما نیست که این قاعده تغییر کنیم
۲کاغذ و کلک چو پیچد سر از قصه ما
بر رخ زرد به خون مژه تحریر کنیم
۳پیر ما گفت بتان مظهر حسن ازلند
ما نظر در رخ شان از نفس پیر کنیم
۴سر وحدت طلبد خواجه و ما حیرانیم
که ازین نکته نازک به چه تعبیرکنیم
۵بحر گوییم پدید آمده در صورت موج
زین زیادت نتوانیم که تصویر کنیم
۶جامی ابنای جهان در گله اند از ما خیز
تا ازین مرحله پر گله شبگیر کنیم
۷