غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دی چو دید آن مه مرا از راه گردیدن چه بود

وان روان بگذشتن آنگه باز پس دیدن چه بود

۱

با رفیقان گر نه رمزی داشت از من در میان

آن اشارت کردن پنهان و خندیدن چه بود

۲

بی دلی می گفت دی کان ماه را خانه کجاست

من ز غیرت سوختم کان خانه پرسیدن چه بود

۳

بر نشان پای او سازم بهانه سجده را

تا نگوید کس که رخ بر خاک مالیدن چه بود

۴

گر نه آخر در دلش جا کرد قول مدعی

بی گناه از عاشق بیچاره رنجیدن چه بود

۵

من نیاسودم ز ناله دوش وآن بدخو نگفت

شب همه شب بر سر این کوی نالیدن چه بود

۶

جامی آخر زان جوان بازیچه طفلان شدی

خود بگو پیرانه سر این عشق ورزیدن چه بود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چه بودقافیه: ـیدن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بودبود
  2. میانبود
  3. کجاستبود
  4. رابود
  5. مدعیبود
  6. نگفتبود
  7. شدیبود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.