غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر نماند آن غنچه لب با من چنان خندان که بود

شد مرا از شوق لعلش گریه صد چندان که بود

۱

ای رفیق کوی زهد از من سر و سامان مجوی

خاک شد در راه خوبان هر سر و سامان که بود

۲

امشب افغانم ز چرخ ار نگذرد معذور دار

چون ز ضعف تن نماند آن قوت افغان که بود

۳

چند سوزد جان من وه کآتش دل آب ساخت

یادگار تیر او در سینه هر پیکان که بود

۴

گر شد ایمانم به کفر زلف شبرنگش بدل

ظلمت این کفر به از نور آن ایمان که بود

۵

عاجز آمد آخر از درد دلم مسکین طبیب

گرچه کرد از مرحمت تدبیر هر درمان که بود

۶

آه جامی زد علم چون چاک کردی سینه اش

عاقبت شد آشکار آن آتش پنهان که بود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: که بودقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«که بود» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. بودبود
  2. مجویبود
  3. داربود
  4. ساختبود
  5. بدلبود
  6. طبیببود
  7. اشبود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.