غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به عزم گشت چو آن نازنین سوار شود

هزار خسته دلش خاک رهگذار شود

۱

پی شکار چو راند برون رود آهو

به پیش راه وی از دور تا شکار شود

۲

چنان به فکر رخش نازک است خاطر من

که یاد غمزه آن چون کنم فگار شود

۳

رسید جان به لب و دم نمی توانم زد

که سر عشق همی ترسم آشکار شود

۴

به خاک پات کزین آستان نخواهم رفت

اگر چه قالب فرسوده ام غبار شود

۵

به یاد روی تو هرگه به گلستان گذرم

ز گریه دیده من ابر نوبهار شود

۶

ز جام شوق تو باشد مدام جامی مست

مباد آنکه ازین باده هوشیار شود

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شودقافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شودشود
  2. آهوشود
  3. منشود
  4. زدشود
  5. رفتشود
  6. گذرمشود
  7. مستشود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.