غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

چون برید از تن رگ جان آه دل آهسته شد

چنگ افتاد از نوا چون تار ازو بگسسته شد

۱

بی رخ جانان تماشای جهان لطفی نداشت

آبروی این کهن باغ آن گل نورسته شد

۲

بس که چشمم ریخت در هجر رخت باران شوق

عاقبت از لوح دل نقش صبوری شسته شد

۳

شد فگار از رشک حسد را دل و جان کز چه رو

زخم تیغت مرهم ریش من دلخسته شد

۴

گه گهی دل جانب محراب ها می داشت میل

تا نمودی آن دو ابرو میل دل پیوسته شد

۵

تا ز جعد مشکبو پیش دو رخ بستی نقاب

بر رخ جامی در اقبال و دولت بسته شد

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شدقافیه: ـسته۶ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. شدشد
  2. نداشتشد
  3. شوقشد
  4. روشد
  5. میلشد
  6. نقابشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.