در ره تو ز دیده پا کردم
خاک پایت به دیده جا کردم
۱بستم از هر چه بود چشم امید
پس به روی تو دیده وا کردم
۲سینه را از خیال غمزه تو
هدف ناوک بلا کردم
۳هر نمازی که روی در قبله
دور از ابروی تو ادا کردم
۴چون تو برداشتی ز رخ پرده
پیش ابروی تو قضا کردم
۵دوش در ترک عشق با جامی
تا دم صبح ماجرا کردم
۶گفت برخیز کز محالات است
ترک کاری که عمرها کردم
۷