با اشک خونین دور از تو ای ماه
«بثی و حزنی اشکوا الی الله »
۱رو در تو دارند از دین و دنیا
مردان دانا رندان آگاه
۲دامان وصلت نتوان گرفتن
دست از دو عالم ناکرده کوتاه
۳هرچند گیرم راه سلامت
لطف خرامت بر من زند راه
۴از سبزه خط بر عارض تو
کامم برآمد بر وجه دلخواه
۵تو می کشی تیر از سینه من
وز فرقت آن من می کشم آه
۶جان داد جامی لیکن چه تاوان
لو مات عبد فی حب مولاه
۷