غزلیات

شمارهٔ ۴۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

واعظ خر است و انجمن وعظ خرگله

گر خر رود به خرگله نتوان ز خر گله

۱

از صوت طفل خرد تواجد کند بلی

راه سماع خر بود آواز زنگله

۲

آسودگی مجوی ز واعظ که خلق را

جز درد سر نمی دهد از بانگ و مشغله

۳

روشن نشد ز پرتو گفتار او ولی

کی کرم شبچراغ کند کار مشعله

۴

شیخ خمیده پشت که آرد به چله روی

از بهر صید عام کمان می کند چله

۵

فرض است عشق و هر چه بجز عشق نافله ست

تا چند ترک فرض کنی بهر نافله

۶

جامی رساند سلسله خود به اهل فقر

لیکن به هیچ جا نرسد کس به سلسله

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـله۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. خرگلهگله
  2. بلیزنگله
  3. رامشغله
  4. ولیمشعله
  5. رویچله
  6. ستنافله
  7. فقرسلسله

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.