غزلیات

شمارهٔ ۴۲۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عاشق به سینه بهر تو پیکان فرو خورد

مانند ریگ تشنه که باران فرو خورد

۱

عیبم مکن که جیب صبوری فرو درم

تا کی کسی به دل غم هجران فرو خورد

۲

بندد درون غنچه همه تو به تو گره

خونابه ای کزان لب خندان فرو خورد

۳

سازی عرق به دامن ازان چهره پاک حیف

زان رشحه حیات که دامان فرو خورد

۴

خواهد چو چشم اشک فشان چشمه سار شد

از بس که خانه ام نم مژگان فرو خورد

۵

باشد عقیق لعل شده سنگ پاره ای

زان خون کز انفعال لبت کان فرو خورد

۶

شب های هجر بر رخ جامی نهد سرشک

خونی که روز وصل تو پنهان فرو خورد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: فرو خوردقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«فرو خورد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. خوردخورد
  2. درمخورد
  3. گرهخورد
  4. حیفخورد
  5. شدخورد
  6. ایخورد
  7. سرشکخورد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۱٬۰۱۵ شعر) قرار دارد.