غزلیات

شمارهٔ ۴۱۱ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن تندخو که آمد خون ریختن فن او

گر خون من نریزد خونم به گردن او

۱

هر دم چرا نهد رو دامن به پشت پایش

چاک است جیب جانم از رشک دامن او

۲

طاق رواق عیشم گردد چو گاه گاهی

بینم نشان به راهی از نعل توسن او

۳

گر زان دو رخ گشاید برقع درون خانه

عکس مه و خور افتد بیرون ز روزن او

۴

شبها چو دور ازان رخ بینم به ماه ترسم

کز برق آهم افتد آتش به خرمن او

۵

هرچند تن چو مویی از درد توست عاشق

بی درد تو مبادا یک موی بر تن او

۶

جامی تو را نبیند جز چشم روشن خود

بادا هزار رحمت بر چشم روشن او

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: اوقافیه: ـن۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. اواو
  2. پایشاو
  3. گاهیاو
  4. خانهاو
  5. ترسماو
  6. عاشقاو
  7. خوداو

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.