غزلیات

شمارهٔ ۴۶۳ جامی

شاعر
جامی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل

شب که رفتی ز برم مونس جان که شدی

مردم دیده خونابه فشان که شدی

۱

بهر مهمانی تو مائده عیش که ساخت

وز لب و خط نمک و سبزی خوان که شدی

۲

همچو گل خنده زنان رفتی و چون سرو روان

گل خندان که و سرو روان که شدی

۳

سود چشمی و زیان دل و دین بهر خدای

چون برفتی ز برم سود و زیان که شدی

۴

من شدم پی سپر هجر ز بس پیری و ضعف

تو به آن تازه رخی بخت جوان که شدی

۵

راز من فاش شد امروز ز بس گریه و آه

تا تو شب محرم اسرار نهان که شدی

۶

هیچ برگفته جامی ننهی گوش رضا

یا رب اینسان ز سماع سخنان که شدی

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: که شدیقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«که شدی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. شدیشدی
  2. ساختشدی
  3. روانشدی
  4. خدایشدی
  5. ضعفشدی
  6. آهشدی
  7. رضاشدی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ جامی

۳٬۳۹۱ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۹۳ شعر) قرار دارد.