خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهنا
خضر خواند انبته الله نباتا حسنا
۱خامه صنع ثنای تو رقم کرد به حسن
برگل از سبزه نوخیز زهی حسن ثنا
۲درازل سر دهانت ز ملک خواست حکیم
نعره برداشت که سبحانک لا علم لنا
۳سست بنیاد بود وعده وصل از تو بسی
کی توان خانه امید برآن کرد بنا
۴عمرها پیش تو در ظل عنایت بودم
داغ هجر تو بدل کرد عنایت به عنا
۵از قفس چند زند لاف تکلم طوطی
یک نفس لعل شکرریز تو گو در سخن آ
۶مرد کو دست به زربخشی رندان نگشاد
به بود بسته کف او چو عروسان به حنا
۷گربه خروار بریشم نبود تاری چند
بس بود بر خرک عود ز اسباب غنا
۸می پرستان همه از صاف بقا در طربند
کام جامی چه بود جرعه ای از جام فنا
۹