گر زیر زلفبند او باد صبا جا یافتی
صد یوسف گم گشته را در هر خمی وایافتی
۱گر تن مقیمستی برش بیپرده دیدی پیکرش
در آتش جان پرورش باد مسیحا یافتی
۲گر دل خطی بنگاشتی زلف و لبش پنداشتی
هم عِقد پروین داشتی هم طوق جوزا یافتی
۳گر شانه در زلف آرَدی از شانه دلها بارَدی
ور آینه بردارَدی آئینه جانها یافتی
۴گر دیده دیدی درگهش خونابه بگرفتی رهش
بودی که روزی ناگهش ار خصم تنها یافتی
۵دربارمی در پای او، از دیده هم بالای او
گر در جوار رای او دل صدر والا یافتی
۶گر عاشقان محرمش کس عرض کردی بر غمش
هر ذره را در عالمش خاقانیآسا یافتی
۷