غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۸۶ خاقانیشاعرخاقانیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریگویم همه دل منی و جانیمانم به تو و به من نمانی۱آن سایه منم که خاک خاکموآن نور تویی که جان جانی۲من خاک توام به جای اینمتو جان منی به جای آنی۳گفتم چه شود که من شوم توگفتا که تو من شو ار توانی۴گر من تو شوم تو نیست گردیاما تو چو من شوی بمانی۵بر دلدل دل چنان زن آوازکز خندق غم برون جهانی۶کز طبع تو در خزان عالمپیداست بهار شادمانی۷امروز مرا مسلم آمددر ملک سخن خدایگانی۸هم نام تو خالق الکلام استهم نعت تو خالق المعانی۹