خاکم که مرا منی نیابی
بادم که مرا تنی نیابی
۱هیچم به عیار تو دو جو کم
گر بر محکم زنی نیابی
۲دشمن کامم ز دوستداریت
وز من دم دشمنی نیابی
۳چون من تو شدم تو زی مغان شو
کآنجا توئی و منی نیابی
۴چون سایه مرا به تیرگی جوی
کهاندر ره روشنی نیابی
۵گفتی که چه نامی از دلت پرس
کز من صفت منی نیابی
۶نقش الحجر دل تو نامم
جز عاشق گلخنی نیابی
۷بار دل من توئی که جز گل
بار گل خوردنی نیابی
۸در سینهٔ آتشین طلب دل
کهاندر بر سوسنی نیابی
۹دل تافته شد مجوی ازو صبر
کز آتش آهنی نیابی
۱۰پیروزهٔ چرخ را از آهم
جز رنگ خُماهنی نیابی
۱۱خاقانی را چنان مکن گم
کآنگه که طلب کنی نیابی
۱۲