آه و دردا که شبیخون اجل
در زد آتش به شبستان اسد
۱بدل نغمهٔ عنقاست کنون
نغمهٔ جغد بر ایوان اسد
۲اسدالله عجم خواند علیش
که علی بود ز اقران رسد
۳لاجرم خیبر خزران بگشاد
ذوالفقار کف رخشان اسد
۴لاجرم ز ابلق چربآخور چرخ
دل دلی داشت خم ران اسد
۵بود معن عرب و سیف یمن
در کرم هندوی دربان اسد
۶گر اسد خانهٔ خورشید نهند
داشت خورشید کرم خان اسد
۷تاج بخش ملک مشرق بود
این نه بس باشد برهان اسد
۸مشتری ساختی از جرم زحل
مسن خنجر بران اسد
۹باز مریخ ز مهر افکندی
ساخت زر بر تن یکران اسد
۱۰باز زهره به عطارد بردی
نامهٔ جود به عنوان اسد
۱۱باز مه بودی هر ماه دوبار
گاه خوان گاه نمکدان اسد
۱۲آسمان کردی بر گنج کمال
حمل و ثور دو قربان اسد
۱۳مهر و مه بود چو جوزا دو بدو
خادم طالع سرطان اسد
۱۴کمتر از داس سر سنبله بود
اسد چرخ به میزان اسد
۱۵نیش عقرب شده و قوس قزح
هم کمان هم سر پیکان اسد
۱۶مجلسش کعبه و انداخته دلو
خلق در زمزم احسان اسد
۱۷بخت بر کوس فلک بستی پوست
از تن جدی به فرمان اسد
۱۸وز فم الحوت نهادی دندان
بر سر ترکش ترکان اسد
۱۹سالها قصد فلک داشت مگر
جنبش رای فلکسان اسد
۲۰اسدا کنون چو اسد بر فلک است
ای فلک جان تو و جان اسد
۲۱فلکی بین شده بالای فلک
اسدی بین شده مهمان اسد
۲۲دشمن نیک اسد خوانندم
دوستان بد نادان اسد
۲۳به خدائی که فرستاد از عرش
آیت عاطفه در شان اسد
۲۴به خدائی که رقوم حسنات
کرد توقیع به دیوان اسد
۲۵به خدائی که اسد را ز فلک
بگذرانید ز امکان اسد
۲۶به خدائی که اسد را به بهشت
بسانید ز ایمان اسد
۲۷که به شروان ز دلم سوختهتر
هیچ دل نیست ز هجران اسد
۲۸علم الله که ز من غمزهدهتر
هیچکس نیست ز اخوان اسد
۲۹اشکها راندم و گر حاضر می
تعزیت داشتمی آن اسد
۳۰عاریت خواستمی گوهر اشک
ز ابر دست گهر افشان اسد
۳۱حاش لله که سماتت ورزم
چون خزان بینم نیسان اسد
۳۲عبرت آید دل ویران مرا
دیدن خانهٔ ویران اسد
۳۳گرچه در مدت چل سال تمام
بینیازی بدم از نان اسد
۳۴لیک چون من به همه شروان کیست
که نبد ریزه خور خوان اسد
۳۵ز آن همه ریزه خوران یک کس نیست
شاکر جود فراوان اسد
۳۶لیکن از گفتهٔ خاقانی ماند
نام جاوید ز دوران اسد
۳۷