از بدان نیک ترس خاقانی
تا دل و دین تو تبه نکنند
۱با خدا اعتقاد پاکان دار
تا پلیدانت خاک ره نکنند
۲بر تن دین مدار خال سپید
تا خط عمر تو سیه نکنند
۳مشکن از طعن ناکسان که سگان
جز شناعت به روی مه نکنند
۴بده انصاف خود که دینداران
جز بر انصاف تکیهگه نکنند
۵به گناهی ز مخلصان مازار
کاهل اخلاص خود گنه نکنند
۶دوستانت خواص به، که عوام
یاد مهر تو مه به مه نکنند
۷ماه نو را چه نقص اگر گبران
ماه نو بنگرند و خه نکنند
۸گر چو جمشید جمع خاصان را
اره بر سر برانی اه نکنند
۹غمز کاره مباش چو خورشید
تات چون سایه وقف چه نکنند
۱۰شوخ روئی مکن که پاک دلان
گه کنند احتمال و گه نکنند
۱۱بیش چون نقره بوی دار مباش
تات چون زر اسیر گه نکنند
۱۲باش یک دل که هرکه یک دل نیست
درجهاش را ز یک به ده نکنند
۱۳از دو دل دم مزن که در یک ملک
خطبهٔ شهر بر دو شه نکنند
۱۴سر میفراز تا کله داران
سرت بیمغز چون کله نکنند
۱۵به غرض دوستی مکن که خواص
درس والتین پی شره نکنند
۱۶با مهان آب زیر کاه مباش
تات بیآب تر ز که نکنند
۱۷پس نشین از صدور کز کشتی
جز پسین جای پیشگه نکنند
۱۸چون کنی دوستی دلیر درآی
که جبا را سر سپه نکنند
۱۹از خسان همت کسان مطلب
که رخ و فیل کار شه نکنند
۲۰با سران گوش راست گیر به دست
تا به چشم کژت نگه نکنند
۲۱