قطعات

شمارهٔ ۳۴۹ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
قطعات
قالب
قطعه
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صانعا شکر تو واجب شمرم

که وجود همه ممکن تو کنی

۱

کائنا من کان خاک در توست

که زخاک این همه کائن تو کنی

۲

گرچه از وجه عدم عین وجود

نتوان کرد ولیکن تو کنی

۳

دل خاقانی اگر کوه غم است

هم در آن کوه معاون تو کنی

۴

تو خزائن نهی اندر نفسش

وز صفا مهر خزائن تو کنی

۵

گر حسودانش مساوی گویند

آن مساویش محاسن تو کنی

۶

امن و بیم از تو همی دارد و بس

که تو سوزانی و ساکن تو کنی

۷

ور ره امن تو پیش آری هم

در ره بیم هم ایمن تو کنی

۸

طاعنان خسته دلش می‌دارند

خار در دیدهٔ طاعن تو کنی

۹

تاج بر فرق محمد تو نهی

خاک بر تارک کاهن تو کنی

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: تو کنیقافیه: ـن۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. شمرمکنی
  2. توستکنی
  3. وجودکنی
  4. استکنی
  5. نفسشکنی
  6. گویندکنی
  7. بسکنی
  8. همکنی
  9. می‌دارندکنی
  10. نهیکنی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعات (۳۶۲ شعر) قرار دارد.