غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۶۸ خاقانی

شاعر
خاقانی
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

هدیهٔ پای تو زر بایستی

رشوهٔ رای تو زر بایستی

۱

غم عشقت طرب افزای من است

طرب افزای تو زر بایستی

۲

جان چه خاک است که پیش تو کشم

پیشکش‌های تو زر بایستی

۳

دیده در پای تو گشتن هوس است

کشته در پای تو زر بایستی

۴

گر دهم اجری امروزِ تو جان

خرج فردای تو زر بایستی

۵

ترش روی است زرِ صفرا بر

وقت صفرای تو زر بایستی

۶

آتش بسته گشاید همه کار

کار پیرای تو زر بایستی

۷

بی‌زری داشت تو را بر سر جنگ

صلح فرمای تو زر بایستی

۸

کوه سیمینی و هم سنگ توام

در تمنای تو زر بایستی

۹

تا کنم بر سر و بالات نثار

هم به بالای تو زر بایستی

۱۰

دید سیمای مرا عشق تو گفت

که چو سیمای تو زر بایستی

۱۱

دل سودائی خاقانی را

هم به سودای تو زر بایستی

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: تو زر بایستیقافیه: ـای۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«تو زر بایستی» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. بایستیبایستی
  2. استبایستی
  3. کشمبایستی
  4. استبایستی
  5. جانبایستی
  6. بربایستی
  7. کاربایستی
  8. جنگبایستی
  9. توامبایستی
  10. نثاربایستی
  11. گفتبایستی
  12. رابایستی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ خاقانی

۱٬۳۶۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۴۰۱ شعر) قرار دارد.