بخش
رباعیات محتمل خیام
این بخش از «رباعیات خیام به پژوهش سیدعلی میرافضلی» خیام است و ۴۹ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۹).
- مورد منتشرشده
- ۴۹
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱شمارهٔ ۱امروز چو کاسۀ سرت هست بهجامَی نوش به کاسه، با حریفی داناخواندن رباعی ‹
- ۲شمارهٔ ۲چندان لگدِ تجربه زد بر گِل ماگردون که بشُد گَردِ حدوث از دل ماخواندن رباعی ‹
- ۳شمارهٔ ۳زین فرشزمین که سقفِ او گردون استگفتن نتوان هیچ که حالش چون استخواندن رباعی ‹
- ۴شمارهٔ ۴پیش از من و تو، لیل و نهاری بوده استوین دَورِ فلک، برایِ کاری بوده استخواندن رباعی ‹
- ۵شمارهٔ ۵هر ذرّه که در خاکِ زمینی بودهاستپیش از من و تو، تاج و نگینی بوده استخواندن رباعی ‹
- ۶شمارهٔ ۶یک تن خبر مرگ تو ننیوشیده استکو را نه ز دیده خون برونجوشیده استخواندن رباعی ‹
- ۷شمارهٔ ۷هر جانِ شریف کو شناسایِ ره استداند که هر آنچه آید از جایگَه استخواندن رباعی ‹
- ۸شمارهٔ ۸هر خاک که زیرِ پایِ هر نادانی استزُلفینِ بُتی و عارض جانانی استخواندن رباعی ‹
- ۹شمارهٔ ۹چون ابر به نوروز رُخِ لاله بشُستبرخیز و به جام باده کن عزمْ درستخواندن رباعی ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰بشنو سخنی که جز سرانجام تو نیستمرغی است مرادِ دل که در دام تو نیستخواندن رباعی ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱در پردۀ اسرار کسی را ره نیستوز تعبیۀ حال، کسی آگه نیستخواندن رباعی ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲آن قصر که بهرام در او جام گرفتآهو بچه کرد و گور آرام گرفتخواندن رباعی ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳زین بحرِ وجود، آمده پیدا ز نهفتکس نیست که او گوهرِ تحقیق بسُفتخواندن رباعی ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴کس مشکل اسرارِ فلک را نگشادکس یک قدم از نهاد بیرون ننهادخواندن رباعی ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کردخود را به کم و بیش دُژم نتوان کردخواندن رباعی ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶از گردش تو ای فلکِ گَردا گَردآن کیست که نیست در جهان بی غم و دردخواندن رباعی ‹
