اثر

نوروزنامه خیام

«نوروزنامه» خیام در این آرشیو ۴۲ مورد منتشرشده دارد.

مورد منتشرشده
۴۲
صفحه
۳

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۴۲ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیمسپاس و ستایش مر خدای را جل جلاله، که آفریدگار جهان است و دارندهٔ زمین و زمان است و روزی‌ده جانوران است و دانندهٔ آشکارا و نهان است. خداوند…خواندن شعر ‹
  2. ۲بخش ۲ - آغاز کتاب نوروز نامهدرین کتاب که بیان کرده آمد در کشف حقیقت نوروز که به نزدیک ملوک عجم کدام روز بوده است و کدام پادشاه نهاده است و چرا بزرگ داشته‌اند آن را و…خواندن شعر ‹
  3. ۳بخش ۳ - اندر آیین پادشاهان عجمملوک عجم ترتیبی داشته اند در خوان نیکو نهادن هر چه تمامتر بهمه روزگار، و چون نوبت بخلفاء رسید در معنی خوان نهادن نه آن تکلف کردند که وصف…خواندن شعر ‹
  4. ۴بخش ۴ - آمدن موبد موبدان و نوروزی آوردنآیین ملوک عجم از گاه کیخسرو تا بروزگار یزد جرد شهریار که آخر ملوک عجم بود چنان بوده است که روز نوروز نخست کس از مردمان بیگانه موبد موبدان…خواندن شعر ‹
  5. ۵بخش ۵ - آفرین موبد موبدان بعبارت ایشانشها بجشن فروردین بماه فروردین آزادی کزین بردان و دین کیان، سروش آورد ترا دانایی و بینایی بکاردانی، و دیر زیو باخوی هژیر، و شاد باش بر تخت…خواندن شعر ‹
  6. ۶بخش ۶ - اندر یاد کردن زر و آنچه واجب بود درباره اوزر اکسیر آفتابست و سیم اکسیر ماه، و نخست کس که زر و سیم از کان بیرون آورد جمشید بود. و چون زر و سیم از کان بیرون آورد فرمود تا زر را چون…خواندن شعر ‹
  7. ۷بخش ۷ - اندر علامت دفینهاهر زمینی که درو گنجی یا دفینی باشد آنجا برف پای نگیرد و بگدازد، و از علامتهاء دفین یکی آنست که چون زمینی خراب باشد بی کشتمند و اندران…خواندن شعر ‹
  8. ۸بخش ۸ - حکایتروزی نوشین‌روان به باغ سرای اندر، حجام را بخواند تا موی بردارد. چون حجام دست بر سر وی نهاد گفت « ای خدایگان دختر خویش بزنی به من ده تا من…خواندن شعر ‹
  9. ۹بخش ۹ - حکایتبپنا خسرو برداشتند این خبر که مردی بآمل (زمینی) خرید ویران و برنجستان کرد اکنون ازان زمین برنج می‌خیزد که هیچ جای چنان نباشد و هر سال هزار…خواندن شعر ‹
  10. ۱۰بخش ۱۰ - حکایتاز دوستی شنیدم که مرا بر قول او اعتماد بودی که به بخارا زنی بود دیوانه که زنان وی را طلب کردندی و با او مزاح و بازی کردند، و از سخن او…خواندن شعر ‹
  11. ۱۱بخش ۱۱ - یاد کردن انگشتری و آنچه واجب آید درباره اوانگشتری زینتی است سخت نیکو و بایسته انگشت، و بزرگان گفته‌اند نه از مروت باشد که بزرگان انگشتری ندارند، و نخستین کسی که انگشتری کرد و به…خواندن شعر ‹
  12. ۱۲بخش ۱۲ - حکایتگویند اسکندر رومی پیش از آنک گرد جهان بگشت خوابهای گوناگون می‌دید که همه راه بدان می‌برد که این جهان او را شود و از آن خوابها یکی آن بود که…خواندن شعر ‹
  13. ۱۳بخش ۱۳ - حکایتگویند یزدجرد شهریار روزی نشسته بود بر دکان باغ سرای و انگشتری پیروزه در انگشت داشت. تیری بیامد و بر نگینهٔ انگشتری زد و خرد بشکست و از وی…خواندن شعر ‹
  14. ۱۴بخش ۱۴ - حکایتگویند محمد امین بدان روزگار که امیرالمومنین بود به باغ اندر بر لب حوض نشسته بود، و انگشتری از یاقوت در انگشت می گردانید و بدین بیت مثل…خواندن شعر ‹
  15. ۱۵بخش ۱۵ - یاد کردن خوید و آنچه واجب آید درباره اوجورسته را ملوک عجم به فال سخت بزرگ داشتندی به حکم آنکه در وی منافع بسیار است و از حبوب که پیوسته غذا را شاید وی زودتر رسد و بدو مثل زنند که…خواندن شعر ‹
  16. ۱۶بخش ۱۶ - حکایتشنیدم که روزی هرمز پدر خسرو (به) یکی خوید‌زار جو بگذشت. خوید را آب داده بودند و آب از کشت‌زار بیرون می‌آمد و راه می‌گرفت و ماه فروردین بود.…خواندن شعر ‹