نوروزنامه

بخش ۲۸ - حکایت خیام

شاعر
خیام
مجموعه
نوروزنامه
قالب
نثر

فخرالدوله برادر پناخسرو آنگاه که بگریخت و بنشابور آمد صاحب زبان بر وی دراز کرد، و بنامها وی را نکوهید و عاقش خواند، وی فصلی نبشت و بصاحب فرستاد، و گفت ترا شمشیر و مرا قلم فانظر ایهما اقوی، صاحب در جواب نبشت السیف اقوی و القلم اعلی فانظر ایهما اکفی، فخرالدوله آن رقعه را بر شمس المعالی عرضه کرد قابوس وشگیر زیر آن نبشت قدافلح من تزکی و قد خاب من کذب و تولی .

دربارهٔ خیام

۴۳۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ نوروزنامه (۴۲ شعر) قرار دارد.