اثر
رباعیات خیام
«رباعیات» خیام در این آرشیو ۱۷۸ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۷۸).
- مورد منتشرشده
- ۱۷۸
- صفحه
- ۱۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۳۳رباعی شمارهٔ ۳۳در خواب بُدَم، مرا خردمندی گفتکز خواب کسی را گُلِ شادی نشکفتخواندن رباعی ‹
- ۳۴رباعی شمارهٔ ۳۴در دایرهای که آمد و رفتن ماستاو را نه بدایت، نه نهایت پیداستخواندن رباعی ‹
- ۳۵رباعی شمارهٔ ۳۵در فصل بهار اگر بتی حور سرشتیک ساغر مِی دهد مرا بر لب کِشتخواندن رباعی ‹
- ۳۶رباعی شمارهٔ ۳۶دریاب که از روح جدا خواهی رفتدر پردهٔ اسرار، فنا خواهی رفتخواندن رباعی ‹
- ۳۷رباعی شمارهٔ ۳۷ساقی گل و سبزه بس طربناک شدهستدریاب که هفتهٔ دگر خاک شدهستخواندن رباعی ‹
- ۳۸رباعی شمارهٔ ۳۸عمریست مرا تیره و کاریست نه راستمحنت همه افزوده و راحت کم و کاستخواندن رباعی ‹
- ۳۹رباعی شمارهٔ ۳۹فصل گل و طرف جویبار و لب کشتبا یک دو سه اهل و لعبتی حورسرشتخواندن رباعی ‹
- ۴۰رباعی شمارهٔ ۴۰گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْتهستور بر تنِ تو، عُمْر، لباسی چُسْت استخواندن رباعی ‹
- ۴۱رباعی شمارهٔ ۴۱گویند کسان بهشت با حور خوش استمن میگویم که آب انگور خوش استخواندن رباعی ‹
- ۴۲رباعی شمارهٔ ۴۲گویند مرا که دوزخی باشد مستقولیست خلاف، دل در آن نتوان بستخواندن رباعی ‹
- ۴۳رباعی شمارهٔ ۴۳من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشتاز اهل بهشت کرد یا دوزخ زشتخواندن رباعی ‹
- ۴۴رباعی شمارهٔ ۴۴مهتاب به نور دامن شب بشکافتمی نوش دمی بهتر از این نتوان یافتخواندن رباعی ‹
- ۴۵رباعی شمارهٔ ۴۵میخوردن و شادبودن، آیینِ من استفارغبودن ز کفر و دین، دینِ من استخواندن رباعی ‹
- ۴۶رباعی شمارهٔ ۴۶می لعل مذاب است و صراحی کان استجسم است پیاله و شرابش جان استخواندن رباعی ‹
- ۴۷رباعی شمارهٔ ۴۷می نوش که عمر جاودانی این استخود حاصلت از دور جوانی این استخواندن رباعی ‹
- ۴۸رباعی شمارهٔ ۴۸نیکی و بدی که در نهاد بشر استشادی و غمی که در قضا و قدر استخواندن رباعی ‹
