دفتر اول

بخش ۸۲ - سؤال کردن رسول روم از عمر رضی‌الله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
دفتر اول
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت یا عمر چه حکمت بود و سِر

حبس آن صافی درین جای کدر

۱

آب صافی در گِلی پنهان شده

جان صافی بستهٔ ابدان شده

۲

گفت تو بحثی شگرفی می‌کنی

معنیی را بند حرفی می‌کنی

۳

حبس کردی معنی آزاد را

بند حرفی کرده‌ای تو یاد را

۴

از برای فایده این کرده‌ای

تو که خود از فایده در پرده‌ای

۵

آنک از وی فایده زاییده شد

چون نبیند آنچ ما را دیده شد

۶

صد هزاران فایده‌ست و هر یکی

صد هزاران پیش آن یک اندکی

۷

آن دم نطقت که جزو جزوهاست

فایده شد کُلِ کُل خالی چراست

۸

تو که جزوی کار تو با فایده‌ست

پس چرا در طعن کل آری تو دست

۹

گفت را گر فایده نبود مگو

ور بود هل اعتراض و شکر جو

۱۰

شکر یزدان طوق هر گردن بود

نی جدال و رو ترش کردن بود

۱۱

گر ترش‌رو بودن آمد شکر و بس

پس چو سرکه شکرگویی نیست کس

۱۲

سرکه را گر راه باید در جگر

گو بشو سرکنگبین او از شکر

۱۳

معنی اندر شعر جز با خبط نیست

چون قلاسنگست و اندر ضبط نیست

۱۴

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر اول (۱۷۲ شعر) قرار دارد.