دفتر سوم

بخش ۱۰۴ - باز شرح کردن حکایت آن طالب روزی حلال بی کسب و رنج در عهد داود علیه السلام و مستجاب شدن دعای او مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
دفتر سوم
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

یادم آمد آن حکایت کان فقیر

روز و شب می‌کرد افغان و نفیر

۱

وز خدا می‌خواست روزی حلال

بی شکار و رنج و کسب و انتقال

۲

پیش ازین گفتیم بعضی حال او

لیک تعویق آمد و شد پنج‌تو

۳

هم بگوییمش کجا خواهد گریخت

چون ز ابر فضل حق حکمت بریخت

۴

صاحب گاوش بدید و گفت هین

ای به‌ظلمت گاو من گشته رهین

۵

هین چرا کُشتی بگو گاو مرا

ابله طرار انصاف اندر آ

۶

گفت من روزی ز حق می‌خواستم

قبله را از لابه می‌آراستم

۷

آن دعای کهنه‌ام شد مستجاب

روزی من بود کشتم نک جواب

۸

او ز خشم آمد گریبانش گرفت

چند مشتی زد به رویش ناشکفت

۹

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ دفتر سوم (۲۲۸ شعر) قرار دارد.