غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲۲ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن مفتعلن مفتعلن فع

دی سحری بر گذری گفت مرا یار

شیفته و بی‌خبری چند از این کار

۱

چهره من رشک گل و دیده خود را

کرده پر از خون جگر در طلب خار

۲

گفتم کی پیش قدت سرو نهالی

گفتم کی پیش رخت شمع فلک تار

۳

گفتم کی زیر و زبر چرخ و زمینت

نیست عجب گر بر تو نیست مرا بار

۴

گفت منم جان و دلت خیره چه باشی

دم مزن و باش بر سیمبرم زار

۵

گفتم کی از دل و جان برده قراری

نیست مرا تاب سکون گفت به یک بار

۶

قطره دریای منی دم چه زنی بیش

غرقه شو و جان صدف پر ز گهر دار

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـار۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. یارکار
  2. راخار
  3. نهالیتار
  4. زمینتبار
  5. باشیزار
  6. قراریبار
  7. بیشدار

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.