گرْم در گفتار آمد آن صنم اَین الفرار
بانگ خیزاخیز آمد در عدم این الفرار
۱صد هزاران شعله بر در صد هزاران مشعله
کیست بر در؟ کیست بر در؟ هم منم این الفرار
۲از درون نی آن منم گویان که بر در کیست آن
هم منم بر در که حلقه میزنم این الفرار
۳هر که پندارد دو نیمم پس دو نیمش کرد قهر
ور یکی ام پس هم آب و روغنم این الفرار
۴چون یکی باشم که زلفم صد هزاران ظلمتست
چون دو باشم چونک ماه روشنم این الفرار
۵گرد خانه چند جویی تو مرا چون کاله دزد
بنگر این دزدی که شد بر روزنم این الفرار
۶زین قفس سر را ز هر سوراخ بیرون میکنم
سوی وصلت پرّ خود را میکنم این الفرار
۷در درون این قفس تن در سر سودا گداخت
وز قفس بیرون به هر دم گردنم این الفرار
۸بیمی از شمس الحق تبریز مستِ گفتنم
طوطیم یا بلبلم یا سوسنم این الفرار
۹