الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش
گر بستیزد برود عشق تو برهم زندش
۱از دل و جان برکندش لولی و منبل کندش
سیل درآید چو گیا هر طرفی میبردش
۲اوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تو
دور شو از خیر و شرش دور شو از نیک و بدش
۳باده خوری مست شوی بیدل و بیدست شوی
بیست سلامت بودش درکشدش خوش خوردش
۴پای در این جوی نهی تا به قیامت نرهی
هر که در این موج فتد تا لب دریا کشدش
۵گول شود هول شود وز همه معزول شود
دست نگیرد هنرش سود ندارد خردش
۶ای دم تو دام خمش بیگنهان را بمکش
ای رخ تو باده هش مست کند تا ابدش
۷