غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۲۱۸ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریای شب خوش رو که توی مهتر و سالار حبشما ز تو شادیم همه وقت تو خوش وقت تو خوش۱عشق تو اندرخور ما شوق تو اندر بر مادست بنه بر سر ما دست مکش دست مکش۲ای شب خوبی و بهی جان بجهد گر بجهیگر سه عدد بر سه نهی گردد شش گردد شش۳شش جهتم از رخ تو وز نظر فرخ توهفت فلک را بدهد خوبی و کش خوبی و کش۴