باز در اسرار روم جانب آن یار روم
نعره بلبل شنوم در گل و گلزار روم
۱تا کی از این شرم و حیا شرم بسوزان و بیا
همره دل گردم خوش جانب دلدار روم
۲صبر نماندهست که من گوش سوی نسیه برم
عقل نماندهست که من راه به هنجار روم
۳چنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تن
گوش بر این بانگ نهم دیده به دیدار روم
۴خسته دام است دلم بر در و بام است دلم
شاهد دل را بکشم سوی خریدار روم
۵گفت مرا در چه فنی کار چرا می نکنی
راه دکانم بنما تا که پس کار روم
۶تا که ز خود بد خبرش رفت دلم بر اثرش
کو اثری از دل من تا که بر آثار روم
۷تا ز حریفان حسد چشم بدی درنرسد
کف به کف یار دهم در کنف غار روم
۸درس رئیسان خوشی بیهشی است و خمشی
درس چو خام است مرا بر سر تکرار روم
۹