غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۳۹۹ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریهر نفسی تازهترم کز سر روزن بپرمچونکه بهارم تو شهی، باغ توام، شاخِ ترم۱چونکه توی میر مرا، در بر خود گیر مراخاک تو بادا کلهم، دست تو بادا کمرم۲چونکه تو دست شفقت بر سر ما داشتهاینیست عجب گر ز شرف بگذرد از چرخ سرم۳