تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسم
نیست شوَم، نیست شوَم، تا برِ جانان برسم
۱خوش شدهام، خوش شدهام، پارهٔ آتش شدهام
خانه بسوزم، بروم، تا به بیابان برسم
۲خاک شوَم، خاک شوَم، تا ز تو سرسبز شوَم
آب شوَم سجده کنان، تا به گلستان برسم
۳چونک فتادم ز فلک، ذرهصفت لرزانم
ایمن و بیلرز شوم، چونک به پایان برسم
۴چرخ بوَد جای شرف، خاک بوَد جای تلف
باز رهم زین دو خطر چون بر سلطان برسم
۵عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا
در دلِ کفر آمدهام تا که به ایمان برسم
۶آن شه موزونِ جهان، عاشق موزون طلبد
شد رخ من سکهٔ زر تا که به میزان برسم
۷رحمت حق، آب بوَد جز که به پستی نرود
خاکی و مرحوم شوَم تا برِ رحمان برسم
۸هیچ طبیبی ندهد بی مرضی حب و دوا
من همگی درد شوم تا که به درمان برسم
۹