تا با تو قرین شدهست جانم
هر جا که روم به گلستانم
۱تا صورت تو قرین دل شد
بر خاک نیم بر آسمانم
۲گر سایه من در این جهان است
غم نیست که من در آن جهانم
۳من عاریهام در آن که خوش نیست
چیزی که بدان خوشم من آنم
۴در کشتی عشق خفتهام خوش
در حالت خفتگی روانم
۵امروز جمادها شکفتهست
امروز میان زندگانم
۶چون علم بالقلم رهم داد
پس تخته نانبشته خوانم
۷چون کان عقیق در گشادهست
چه غم که خراب شد دکانم
۸زان رطل گران دلم سبک شد
گر دل سبک است سرگرانم
۹ای ساقی تاج بخش پیش آ
تا بر سر و دیدهات نشانم
۱۰جز شمع و شکر مگوی چیزی
چیزی بمگو که من ندانم
۱۱