از ورای سر دل بین شیوهها
شکل مجنون عاشقان زین شیوهها
۱عاشقان را دین و کیش دیگرست
اصل و فرع و سر آن دین شیوهها
۲دل سخن چینست از چین ضمیر
وحی جویان اندر آن چین شیوهها
۳جان شده بیعقل و دین از بس که دید
زان پری تازه آیین شیوهها
۴از دغا و مکر گوناگون او
شیوهها گم کرده مسکین شیوهها
۵پرده دار روح ما را قصه کرد
زان صنم بیکبر و بیکین شیوهها
۶شیوهها از جسم باشد یا ز جان
این عجب بی آن و بی این شیوهها
۷مرد خودبین غرقه شیوه خودست
خود نبیند جان خودبین شیوهها
۸شمس تبریزی جوانم کرد باز
تا ببینم بعد ستین شیوهها
۹