روح زیتونیست عاشق نار را
نار میجوید چو عاشق یار را
۱روح زیتونی بیفزا ای چراغ
ای معطل کرده دست افزار را
۲جان شهوانی که از شهوت زهد
دل ندارد دیدن دلدار را
۳پس به علت دوست دارد دوست را
بر امید خلد و خوف نار را
۴چون شکستی جان ناری را ببین
در پی او جان پرانوار را
۵گر نبودی جان اخوان پس جهود
کی جدا کردی دو نیکوکار را
۶جان شهوت جان اخوان دان از آنک
نار بیند نور موسی وار را
۷جان شهوانیست از بیحکمتی
یاوه کرده نطق طوطی وار را
۸گشت بیمار و زبان تو گرفت
روی سوی قبله کن بیمار را
۹قبله شمس الدین تبریزی بود
نور دیده مر دل و دیدار را
۱۰