غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۳۸ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نازنینی را رها کن با شهان نازنین

ناز گازر برنتابد آفتاب راستین

۱

سایه خویشی فنا شو در شعاع آفتاب

چند بینی سایه خود نور او را هم ببین

۲

درفکنده‌ای خویش غلطی بی‌خبر همچون ستور

آدمی شو در ریاحین غلط و اندر یاسمین

۳

از خیال خویش ترسد هر کی در ظلمت بود

زان که در ظلمت نماید نقش‌های سهمگین

۴

از ستاره روز باشد ایمنی کاروان

زانک با خورشید آمد هم قران و هم قرین

۵

مرغ شب چون روز بیند گوید این ظلمت ز چیست

زانک او گشته‌ست با شب آشنا و همنشین

۶

شاد آن مرغی که مهر شب در او محکم نگشت

سوی تبریز آید او اندر هوای شمس دین

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـین۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. نازنینراستین
  2. آفتابببین
  3. ستوریاسمین
  4. بودسهمگین
  5. کاروانقرین
  6. چیستهمنشین
  7. نگشتدین

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.