غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۸۱ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده

وز گفت و فکرت بس صور در غیب آبستن شده

۱

هر صورتی پرورده‌ای معنی است لیک افسرده‌ای

صورت چو معنی شد کنون آغاز را روشن شده

۲

یخ را اگر بیند کسی و آن کس نداند اصل یخ

چون دید کآخر آب شد در اصل یخ بی‌ظن شده

۳

اندیشه جز زیبا مکن کو تار و پود صورت است

ز اندیشه‌ای احسن تند هر صورتی احسن شده

۴

زان سوی کاندازی نظر آن جنس می‌آید صور

پس از نظر آید صور اشکال مرد و زن شده

۵

با آن نشین کو روشن است کز دل سوی دل روزن است

خاک از چه ورد و سوسن است کش آب هم مسکن شده

۶

ور همنشین حق شوی جان خوش مطلق شوی

یا رب چه بارونق شوی ای جان جان من شده

۷

از جا به بی‌جا آمده اه رفته هیهای آمده

بی‌دست و بی‌پای آمده چون ماه خوش خرمن شده

۸

یا رب که چون می‌بینمش ای بنده جان و دینمش

خود چیست این تمکینمش ای عقل از این امکن شده

۹

هر ذره‌ای را محرم او هر خوش دمی را همدم او

نادیده زو زاهد شده زو دیده تردامن شده

۱۰

ای عشق حق سودای او آن او است او جویای او

وی می‌دمد در وای او ای طالب معدن شده

۱۱

هم طالب و مطلوب او هم عاشق و معشوق او

هم یوسف و یعقوب او هم طوق و هم گردن شده

۱۲

اوصافت ای کس کم چو تو پایان ندارد همچو تو

چند آب و روغن می‌کنم ای آب من روغن شده

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: شدهقافیه: ـن۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. شدهشده
  2. افسرده‌ایشده
  3. یخشده
  4. استشده
  5. صورشده
  6. استشده
  7. شویشده
  8. آمدهشده
  9. دینمششده
  10. اوشده
  11. اوشده
  12. اوشده
  13. توشده

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.