غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۱۲ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی

که آمد نوبت عشرت زمان مجلس آرایی

۱

چه باشد جرم و سهو ما به پیش یرلغ لطفت

کجا تردامنی ماند چو تو خورشید ما رایی

۲

درآ ای تاج و تخت ما برون انداز رخت ما

بسوزان هر چه می‌سوزی بفرما هر چه فرمایی

۳

اگر آتش زنی سوزی تو باغ عقل کلی را

هزاران باغ برسازی ز بی‌عقلی و شیدایی

۴

وگر رسوا شود عاشق به صد مکروه و صد تهمت

از این سویش بیالایی وزان سویش بیارایی

۵

نه تو اجزای آبی را بدادی تابش جوهر

نه تو اجزای خاکی را بدادی حله خضرایی

۶

نه از اجزای یک آدم جهان پرآدمی کردی

نه آنی که مگس را تو بدادی فر عنقایی

۷

طبیبی دید کوری را نمودش داروی دیده

بگفتش سرمه ساز این را برای نور بینایی

۸

بگفتش کور اگر آن را که من دیدم تو می‌دیدی

دو چشم خویش می‌کندی و می‌گشتی تماشایی

۹

زهی لطفی که بر بستان و گورستان همی‌ریزی

زهی نوری که اندر چشم و در بی‌چشم می‌آیی

۱۰

اگر بر زندگان ریزی برون پرند از گردون

وگر بر مردگان ریزی شود مرده مسیحایی

۱۱

غذای زاغ سازیدی ز سرگینی و مرداری

چه داند زاغ کان طوطی چه دارد در شکرخایی

۱۲

چه گفت آن زاغ بیهوده که سرگینش خورانیدی

نگهدار ای خدا ما را از آن گفتار و بدرایی

۱۳

چه گفت آن طوطی اخضر که شکر دادیش درخور

به فضل خود زبان ما بدان گفتار بگشایی

۱۴

کیست آن زاغ سرگین چش کسی کو مبتلا گردد

به علمی غیر علم دین برای جاه دنیایی

۱۵

کیست آن طوطی و شکرضمیر منبع حکمت

که حق باشد زبان او چو احمد وقت گویایی

۱۶

مرا در دل یکی دلبر همی‌گوید خمش بهتر

که بس جان‌های نازک را کند این گفت سودایی

۱۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـایی۱۶ از ۱۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. بالاییآرایی
  2. لطفترایی
  3. مافرمایی
  4. راشیدایی
  5. تهمتبیارایی
  6. جوهرخضرایی
  7. کردیعنقایی
  8. دیدهبینایی
  9. می‌دیدیتماشایی
  10. همی‌ریزیمی‌آیی
  11. گردونمسیحایی
  12. مرداریشکرخایی
  13. خورانیدیبدرایی
  14. درخوربگشایی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.