غزلیاتغزل شمارهٔ ۳۲۸ مولاناشاعرمولانامجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریبادست مرا زان سر اندر سر و در سبلتپرباد چرا نبود سرمست چنین دولت۱هر لحظه و هر ساعت بر کوری هشیاریصد رطل درآشامم بیساغر و بیآلت۲مرغان هوایی را بازان خدایی رااز غیب به دست آرم بیصنعت و بیحیلت۳خود از کف دست من مرغان عجب رویندمی از لب من جوشد در مستی آن حالت۴آن دانه آدم را کز سنبل او باشدبفروشم جنت را بر جان نهم جنت۵