غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۴ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

از دل رفته نشان می‌آید

بوی آن جان و جهان می‌آید

۱

نعره و غلغله آن مستان

آشکارا و نهان می‌آید

۲

گوهر از هر طرفی می‌تابد

پای کوبان سوی جان می‌آید

۳

از در مشعله داران فلک

آتش دل به دهان می‌آید

۴

جان پروانه میان می‌بندد

شمع روشن به میان می‌آید

۵

آفتابی که ز ما پنهان بود

سوی ما نورفشان می‌آید

۶

تیر از غیب اگر پران نیست

پس چرا بانگ کمان می‌آید

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: می‌آیدقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«می‌آید» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. می‌آیدمی‌آید
  2. مستانمی‌آید
  3. می‌تابدمی‌آید
  4. فلکمی‌آید
  5. می‌بنددمی‌آید
  6. بودمی‌آید
  7. نیستمی‌آید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.