مرگ ما هست عروسی ابد
سِر آن چیست هو الله احد
۱شمس تفریق شد از روزنهها
بسته شد روزنهها رفت عدد
۲آن عددها که در انگور بود
نیست در شیره کز انگور چکد
۳هر کی زندهست به نورالله
مرگ این روح مر او راست مدد
۴بد مگو نیک مگو ایشان را
که گذشتند ز نیکو و ز بد
۵دیده در حق نه و نادیده مگو
تا که در دیده دگر دیده نهد
۶دیده دیده بود آن دیده
هیچ غیبی و سِری زو نجهد
۷نظرش چونک به نورالله است
بر چنان نور چه پوشیده شود
۸نورها گرچه همه نور حقند
تو مخوان آن همه را نور صمد
۹نور باقیست که آن نور خدا است
نور فانی صفت جسم و جسد
۱۰نور ناریست در این دیده خلق
مگر آن را که حقش سرمه کشد
۱۱نار او نور شد از بهر خلیل
چشم خر شد به صفت چشم خرد
۱۲ای خدایی که عطایت دیدست
مرغ دیده به هوای تو پرد
۱۳قطب این که فلک افلاکست
در پی جستن تو بست رصد
۱۴یا ز دیدار تو دید آر او را
یا بدین عیب مکن او را رد
۱۵دیده تر دار تو جان را هر دم
نگهش دار ز دام قد و خد
۱۶دیده در خواب ز تو بیداری
این چنین خواب کمالست و رشد
۱۷لیک در خواب نیابد تعبیر
تو ز خوابش به جهان رغم حسد
۱۸ور نه میکوشد و بر میجوشد
ز آتش عشق احد تا به لحد
۱۹