شب شد و هنگام خلوتگاه شد
قبله عشاق روی ماه شد
۱مه پرستان ماه خندیدن گرفت
شب روان خیزید وقت راه شد
۲خواب آمد ما و منها لا شدند
وقت آن بیخواب الاالله شد
۳مغزها آمیخته با کاه تن
تن بخفت و دانهها بیکاه شد
۴هندوان خرگاه تن را روفتند
ترک خلوت دید و در خرگاه شد
۵گفت و گوهای جهان را آب برد
وقت گفتن های شاهنشاه شد
۶شمس تبریزی چو آمد در میان
اهل معنی را سخن کوتاه شد
۷