غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳۱ مولانا

شاعر
مولانا
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر زمان لطفت همی در پی رسد

ور نه کس را این تقاضا کی رسد

۱

مست عشقم دار دایم بی‌خمار

من نخواهم مستیی کز می‌رسد

۲

ما نیستانیم و عشقش آتشیست

منتظر کان آتش اندر نی رسد

۳

این نیستان آب ز آتش می‌خورد

تازه گردد ز آتشی کز وی رسد

۴

تا ابد از دوست سبز و تازه‌ایم

او بهاری نیست کو را دی رسد

۵

لا شویم از کل شیی هالک

چون هلاک و آفت اندر شیء رسد

۶

هر کی او ناچیز شد او چیز شد

هر کی مرد از کبر او در حی رسد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: رسدقافیه: ـی۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«رسد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. رسدرسد
  2. بی‌خمارمی‌رسد
  3. آتشیسترسد
  4. می‌خوردرسد
  5. تازه‌ایمرسد
  6. هالکرسد
  7. شدرسد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ مولانا

۶٬۳۲۹ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۳٬۲۳۰ شعر) قرار دارد.