هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود
هر چه کشت افزاست آتش چون بود
۱نقشهایی که نگارد آن نگار
عقل آن را جز که مفرش چون بود
۲شربتی را کو به مست خود دهد
جز لطیف و پاک و دلکش چون بود
۳کشتی شش گوشهست این شش جهت
بحر بیپایان در این شش چون بود
۴نرگس چشمی کز این بحر آب یافت
در شناس بحر اعمش چون بود
۵چون گشادی یافت چشمی در رضا
از سخط هر لحظه اخفش چون بود
۶هین خموش و از خمول حق بترس
مؤمن اقبال مرعش چون بود
۷