صاف جانها سوی گردون میرود
درد جانها سوی هامون میرود
۱چشم دل بگشا و در جانها نگر
چون بیامد چون شد و چون میرود
۲جامه برکش چونک در راهی روی
چون همه ره خاک با خون میرود
۳لاله خون آلود میروید ز خاک
گرچه با دامان گلگون میرود
۴جان چو شد در زیر خاکم جا کنید
خاک در خانه چو خاتون میرود
۵جان عرشی سوی عیسی میرود
جان فرعونی به قارون میرود
۶سوی آن دل جان من پر میزند
کو لطیف و شاد و موزون میرود
۷زانک آن جان دون حق چیزی نخواست
وین دگر جان سوی مادون میرود
۸