رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۱۰ مولانا
بینام و نشان چون دل و جانم کردی
بیکف چو طرب دست زنانم کردی
گفتم به کجا روم که جان را جانیست
بیجا و روان همچو روانم کردی
رباعیات
بینام و نشان چون دل و جانم کردی
بیکف چو طرب دست زنانم کردی
گفتم به کجا روم که جان را جانیست
بیجا و روان همچو روانم کردی