اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه

بخش ۴۸ - انجامش روزگار نظامی نظامی

شاعر
نظامی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

مغنی ره رامش جان بساز

نوازش کنم زان ره دل‌نواز

۱

چنان زن نوا از یکی تا به صد

که در بزم خسرو زدی باربد

۲

نظامی چو این داستان شد تمام

به عزم شدن نیز برداشت گام

۳

نه بس روزگاری برین برگذشت

که تاریخ عمرش ورق در نوشت

۴

فزون بود شش مه ز شصت و سه سال

که بر عزم ره بر دهل زد دوال

۵

چو حال حکیمان پیشینه گفت

حکیمان بخفتند و او نیز خفت

۶

رفیقان خود را به گاه رحیل

گه از ره خبر داد و گاه از دلیل

۷

بخندید و گفتا که آمرزگار

به آمرزشم کرد امیدوار

۸

ز ما زحمت خویش دارید دور

شما وین‌سرا ما و دارالسرور

۹

درین گفتگو بد که خوابش ربود

تو گفتی که بیداریش خود نبود

۱۰

دربارهٔ نظامی

۳۷۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ اسکندرنامه - بخش دوم: خردنامه (۵۰ شعر) قرار دارد.