غزلیاتغزل شمارهٔ ۹۲ عبید زاکانیشاعرعبید زاکانیمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریمنگر به حدیث خرقهپوشانآن سختدلانِ سستکوشان۱آویخته سُبحهشان به گردنهمچون جرس از درازگوشان۲از دور چو کُشتگان ببینیاز راه بگرد و رو بپوشان۳از بند ریا و زرق برخیزبا ساده نشین و بادهنوشان۴مفروش به ملک هر دو عالمخاک سر کوی میْفروشان۵در باغ چه خوش بود سحرگاهما سرخوش و بلبلان خروشان۶مطرب غزل عبید برخواندل برده ز دستِ تیزهوشان۷